مرتضى مطهرى

114

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نظير شبهه‌اى كه در مسألهء صلح امام حسن هست در اينجا هم هست با اينكه ظاهر امر اين است كه اينها دو عمل متناقض و متضاد است ، زيرا امام حسن خلافت را رها كرد و به تعبير تاريخ - يا به تعبير خود امام - تسليم امر كرد يعنى كار را واگذاشت و رفت ، و در اينجا قضيه برعكس است ؛ قضيه ، واگذارى نيست ، تحويل گرفتن است به حسب ظاهر . ممكن است به نظر اشكال برسد كه پس ائمه چه‌كار بكنند ؟ وقتى كه كار را واگذار مىكنند مورد ايراد قرار مىگيرند ، وقتى هم كه ديگران مىخواهند واگذار كنند و آنها مىپذيرند باز مورد ايراد قرار مىگيرند . پس ايراد در چيست ؟ . ولى ايراد كنندگان وجههء نظرشان يك امرى است كه مىگويند مشترك است ميان هر دو ، ميان آن واگذار كردن به ديگران ، و اين قبول كردن از ديگران در حالى كه دارند واگذار مىكنند . مىگويند در هر دو مورد نوعى سازش است ، آن واگذار كردن ، نوعى سازش بود با خليفهء وقت كه به طور قطع به ناحق خلافت را گرفته بود ، و اين قبول كردن - كه قبول كردن ولايتعهد است - نيز بالاخره نوعى سازش است . كسانى كه ايراد مىگيرند حرفشان اين است كه در آنجا امام حسن نبايد تسليم امر مىكرد و به اين شكل سازش مىنمود بلكه بايد مىجنگيد تا كشته مىشد ، و در اينجا هم امام رضا نمىبايست مىپذيرفت و حتى اگر او را مجبور به پذيرفتن كرده باشند مىبايست مقاومت مىكرد تاحدى كه كشته مىشد . حال ما مسألهء ولايتعهد را كه يك مسألهء تاريخى مهمى است تجزيه و تحليل مىكنيم تا مطلب روشن شود . دربارهء صلح امام حسن قبلًا تا حدودى بحث شد . اول بايد خود ماجرا را قطع نظر از مسألهء حضرت رضا - كه [ چرا ولايتعهدى را ] قبول كرد و به چه شكل قبول كرد - از نظر تاريخى بررسى كرد كه جريان چه بوده است . رفتار عباسيان با علويين مأمون وارث خلافت عباسى است . عباسيها از همان روز اولى كه روى كار آمدند برنامه‌شان مبارزه كردن با علويون به طور كلى و كشتن علويين بود ، و مقدار جنايتى كه عباسيان نسبت به علويين بر سر خلافت كردند از جناياتى كه امويين كردند كمتر نبود بلكه از يك نظر بيشتر بود ، منتها در مورد امويين چون فاجعهء كربلا - كه طرفْ امام حسين است - رخ مىدهد قضيه خيلى اوج مىگيرد و الّا منهاى مسألهء امام حسين